𝐍.𝐙 𝐜𝐥𝐮𝐛

دروازه‌ای به دنیای قدرت و تجربیات انحصاری برای اعضای منتخب.

از سخت ترین دوران ها

یه روزایی روزای سختیه، وقتی میبینی کسایی که دوسشون داری و دلت میخواد هواشونو داشته باشی روزای سختی رو سپری میکنن، تو سعی میکنی با حرفات اوضاع رو بهتر کنی، حداقلش اینکه این حس رو بهشون بدی که کسی رو دارن که خودشونو پیشش خالی کنن یا حرفایی که نتونستن به کسی بگن رو بهش بگن. میبینی روز به روز بیشتر توی روزای سخت زندگی فرو میرن و باید بهشون بگی که این روزا تموم میشن با اینکه میدونی روزای سخت و راحت همیشه پشت هم میان. میدونی اون آدم فردای روز راحت، فردای روزی که میخنده و خوشحاله قراره بازم تو سختی بره و همه اینا جزئی از زندگیه اما سعی میکنی کنارش باشی، به هر بهانه ای کمکی بهش بکنی که بتونه بگذرونه و بهتر از اون، رشد کنه. 

روزای سخت وقتیه که مجبوری صبر کنی، گاهی دوست ندارن حرف بزنن، گاهی لازمه تو درد به خودشون بپیچن و ناامیدی شونو از زمین و زمان فریاد بزنن و تو نمیتونی با حرفای انگیزشی کاری کنی، اینجاست که فقط دعا میکنی اون آدم تبدیل به یه گرگ تنها نشه که اون شور و خنده های سابقش رو کشته. 

سرگرم این مسائلی که یه روز یکی بهت برمیگرده و میگه " تو چرا دیگه نمیخندی ؟ ..."